عماد الدين حسن بن علي الطبري
438
مناقب الطاهرين ( فارسي )
السّلام لبهاى مبارك بجنبانيد ، مرد با حالت خويش آمد . حاضران گفتند : يا امير المؤمنين ! تو اين قدرت دارى كه ما ديديم و به حرب معاويهء لعين مىروى ؟ ! ساعتى سر در پيش انداخت ، پس سر برآورد و گفت : و الّذى فلق الحبّة و برا النّسمة كه اگر خواهم اين پاى كوچك در اين بيابان دراز و واديها و كوهها بر سينهء معاويه زنم و در حالش بكشم ، توانم كردن . و اگر سوگند به خدا دهم كه وى را پيش از آنكه در مجلس خويش برخيزم پيش من آرد ، پيش از آنكه چشم شما با شما گردد ، وى تعالى بكند ؛ و لكن عباد مكرمون لا يسبقونه بالقول و هم بامره يعملون . « 1 » يعنى ما بندهء مأموريم ؛ ما را براى حجّت چنين فرمودند همچنانكه رسول را . و همچنين مردى و زنى پيش وى رفتند ، حق با طرف زن . كلام چند با مرد بگفت از روى شريعت . مرد خشم گرفت و آواز برآورد بر حضرت امير المؤمنين ( ع ) . امير با وى گفت : اخسأ ! همچنين سر وى چون سر سگ شد . وى شفيع شد و جماعت حاضران ، خداى تعالى وى را به اصل خويش برد . « 2 »
--> ( 1 ) - الثاقب / 242 ، احقاق الحق 8 / 757 . ( 2 ) - الثاقب / 243 .